تبليغاتX
مستقیم.....!!دربست


 

 

 

....همه کس و هیچ کس....

به نام ایزد منان

ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمیدونیم ...... ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره به دست نیاریم نمیدونیم چی رو از دست دادیم.........

سلام

من اومدم ..کجا نمیدونم اما به همین زودی اومدم....

خجالتم که نمیکشم هر روز آپ میکنم..... اصلا به کمیل چه مربوطه من دوس دارم هر روز آپ کنم......

شاید نوشته های امروزم بره به سمت قدیم......همون مستقیم ......دربست........

شایدم نه ......بشه غم...... نییدونم ......هر چی دلم بگه مینویسم ......نکه الان دارم حرفای در و دیوارو مینویسم.......

اگر برای دنیا تو یکنفر باشی

برای یکنفر تو دنیایی

نمیدونم چی بگم و چه جوری شروع کنم ولی با یه ترانه شروع میکنم .....

 

آخه تو عزیزه قصه هامی

آخه تو شعر رو لبامی

آخه جون تو بسته به جونم

اگه بری دیگه نمیتونم

آخه اسم تو رو که میارم میشی همه دار و ندارم

از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشق تو موندگارم

یه شب میان بارون غرورمو شکستم کاشکه بهت میگفتم چه قد تو رو میخواستم

میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت

با این که خیلی خستم بگذرم از گناهت

آخه تو عزیزه قصه هامی

آخه تو شعر رو لبامی

آخه جون تو بسته به جونم

اگه بری دیگه نمیتونم

آخه اسم تو رو که میارم میشی همه دار و ندارم

از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشق تو موندگارم

یه شب میان بارون غرورمو شکستم کاشکه بهت میگفتم چه قد تو رو میخواستم

میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت

با این که خیلی خستم بگذرم از گناهت

آخه تو عزیزه قصه هامی

آخه تو شعر رو لبامی

آخه جون تو بسته به جونم

اگه بری دیگه نمیتونم

آخه اسم تو رو که میارم میشی همه دار و ندارم

از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشق تو موندگارم

اومدم اینجا تا با تموم وجودم ........ از همه سلولهای بدنم کمک بگریم ...... از بند بند وجودم حرف بزنم.....حرف که نه فقط و فقط میخوام

......معذرت بخوام ازت......

کار من اشتباه بود...... وقتی میرسی به اوج عصبانیت و داغ میکنی دیگه هیچی دست خودت نیست ..... حتی نگاه ...حتی حرف .....اعمال..... و هر چی دیگه فکرشم کنی..... دست خودم نبود و اون کار احمقانه رو کردم و باعث اذیت تو شدم....... که فرداش اونجوری شد و ..........

از خیلی چیزا دلم پره ..... دیشب شاید تونستم بیست یا سی درصدش رو برات بگم ......

خیلی پر تر از اونی هستم که بخوای فکرشم کنی ........ همونایی هم که شنیدی چیزه کمی نبودش .....

اما تصمیم گرفتم همه چی رو تو خودم نگه دارم و شاد شاد بشم اگه........ شادی و شاد بودنه من شادی خیلی های دیگه هستش اگه....اینو همیشه فهمیدم تا من ناراحت میشم همه اعضای خانوادم ....دوستای نزدیکم ..... و تو ناراحت میشین...... پس میخوام برگردم به خود خودم......اههههههه چرا حرفم رو میخورم اگه تو کنارم باشی.........

خوده ...........خوده.............خودم............. مه یانی ..... همون رقاصه .......

اوا بد شدا......رقاصه که کمیل بودش....... آخ آخ آخ چشام..........

کمیل صورتتو بکش اون ور دیگه دماغت رفت تو چشام.......

هااااااااااااااا کمیل با توام هفته دیگه یه عکس میزارم اینجا بترسی  .........غریبه نیست صاحب عکس خودمم....... اما در خشن ترین وضعیت ......

 بی خیال یه جوری گفتم انگار خیلی مهم بود...........

اومدم اینجا تا فقط و فقط و فقط ات معرت بخوام همین.........

نمیدونم دیشب چی شد تا حرفی رو بهت زدم که داره منو میکشه ......... فک کن فقط من میدونم و مجتبی .......سخته ولی ........نمیدونیمم باید چی کار کنیم........ دیدی فک کردنم بهش چه قدر سخته.......چه برسه به اینکه باید یه برنامه ای بریزی تا اون مشکل رو حل کنی........ که اصلا هم ساده نیست........ خود تو هم با شنیدنش حالت عوض شد.......

خیلی آروم تر از قبل شدم وقتی تونستم حرفم رو بهت بگم...... واقعا داشت عین خوره میخورد منو ......

بقیه مشکلاتم به کنار حل شدنیه......اما این یه دونه...... خدا بزرگه ...... میخوام سرش با خدا معامله کنم تا جواب بگیرم .......

برو دخترخوب من برو که درس داری .......دخمل خوب که در فکر اقتصاد خانوادست.....

مگه تو فردا امتحان نداری برو دیگه...........

امروز خواستم بیام و ببینمت ........ که هر چی زنگیدم آف بودی..... من اون موقع جواب ندادمباسه این بود که مثه همیشه بی صدا بود گوشیم و داشتم میرانندگیدم .......باسه همین اصلا متوجه نشدم .......

واقعا بابا این مدت و مخصوصا اون شب ازت معذرت میخوام........و تلفن امروز.......... و اینکه.......

                                                              دوست دارم عزیزم

بچه ها هفته دیگه ۵ شنبه میام که میشه ۵ بهمن............

بستگی داره به روز قبلش ........ یا آپ میکنم و از قدیم هم شاد تر و کر کر خنده ........

و یا با یه دونه پست خداحافظی میام و برای همیشه از پیشتون میرم ........

رو دومی بیشتر فکر کنین ........

راستی من کدومم........ چون ندیدیش گذاشتم رو این پستم تا ببینیش...... اون یکی باسه قدیماست که گندست ....باسه ۱ ماه پیشه دوران جاهلیت از ابرو ها میشه فهمید ......این کوچولو هه هم باسه همین اون هفتست قبل از اینکه موهامو هرس کنم و خوب شدم... آخه عشقم اینجوری میخواد

پیر شدم.......پیرم ......... کجایی جوونی......چند روز دیگه ای نمیدونم.......


+ شوتيده شده  چهارشنبه 27 دی1385ساعت 12:8  توسط پسری از سرزمین فوتبال به سمت داور....  | 


به نام تنها آرامش دهنده قلبها

 

من دیگه خحسته شدم.......بس که چشام بارونیه.......پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه......

من دیگه بسه برام..... تحمل این همه غم ....... بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم ......

 وقتی فایده ای نداره غصه خوردن باسه چی ...... باسه عشقای تو خالی ساده مردن باسه چی .......

 نمیخوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم ....... نمیخوام گناه بی عشقی بیوفته گردنم.......

 نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم.....باسه آتیش همه یه هیزم آماده شم ........ یا یه موجود کم و خار و افاده شم .....وایستا دنیا ....وایستا دنیا من میخوام پیاده شم......

همه حرف خوب میزنن...... اما کی خوبه این وسط...... بد و خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط......قوربونت برم خدا چه قدر غریبی رو زمین .....مال دنیا .ما نخواستیم ... دل رو با خودت نبین .......

نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم.....باسه آتیش همه یه هیزم آماده شم ........یا یه موجود کم و خار و افاده شم .....وایستا دنیا ....وایستا دنیا من میخوام پیاده شم۰................

این همه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد ...... بلیط شانس دورره ..... بگو قسمت کی شد......همه درویش ... همه عارف ....جای عاشق پس کجاست ....این همه طلسم ...و بند جای خوش تو کجاست......

نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم.....باسه آتیش همه یه هیزم آماده شم ........یا یه موجود کم و خار و افاده شم .....وایستا دنیا ....وایستا دنیا من میخوام پیاده شم۰................

نمیخوام در به دره.......در به دره......در به دره......


سلام

امروز -دیشب - پریشب - این هفته که گذشت - اههههههه اصلا این چند وقته  که گذشت .

خیلی مریضم . خیلی بیش از حد - نه جسمانی نه نه نه ! .......سلامتیمم کامله کاملله ....... فقط از لحاظ روحی افتضاحم .........

همه چیزم میگم و بی رو دربایسی میگم هر کی میخواد ناراحت شه.... برام مهم نیست . فک کنین اگه میخواین بخونین باید با جنبه باشین.

تا چند وقته پیش اینجا حرفای یه پسری نوشته میشد که شاد بود و خوشحال..... از یه دنیای دیگه ....

اما حالا ... امشب باید حرفهای دل یه پسر که مونده با این دل کوچیکش که پشت هم داره میشکنه و دیگه چیزی ازش نمونده چه کار کنه .....

این قدر کوچیک کوچیک دلم شیکست تو این مدت که نگو ..... به روی خودم نمی یووردم ...

بغض میکردم و میخوردم این بغضامو .... تا یه دفعه شب عید قربان وسط خیابون زدم زیر گریه ...

اولش کسی نفهمید اما کم کم به غیر از اشک .. ناله هامم شروع کردن به خود نمایی ...

همه از من دلخورین و اینکه چرا کم پیدام و خبری از من نیستش ..... یادتون باشه نوشتم که رفتم به یه دنیای دیگه ... دنیایی پر از روشنایی و شور و نشاط.... باسه همین وقت کم میارم ... کار میکنم ... تمرینام رو میرم .... و درس میخونم بعضی شبها ..... اوقات بیکاریمم میخوام از دنیای قشنگه خودم بنویسم ....

دنیایی که برام تیره و تار داره میشه ..... نمی تونم به خدا نمیتونم ..... به بزرگیش قسم نمی تونم بنویسم ......   چمه خدا ......؟ خدا جونم نوکرتم بهم بگو چمه ......؟ چرا با من انجوری میکنی ..... چیزی باید بفهمم ؟ خب بهم بگو دیگه ...... گذاشتی یه ساعت چشام استراحت کنه ...... چند دقیقه شده اشکام بند اومده که دوباره .......یادش یه خیر چند ساعتم نگذشته .... و سه هفته پیش بود نوشتم که داشتم میمردم و خیلی احساس خوب و راحتی داشتم .... و آماده مردن بودم ....امروز ظهر هم همینجوری بود از هر موقع دیگه ای که بگی بهم نزدیکتر شد .... باورم نمیشه .. که اینقد قشنگ حسش میکنم .... این فرشته رو ..... که میاد و ما رو با خودش میبره ..... اینقد راحت بودم که گفتم تمومه .... اما نمیدونم یه دفعه چی شد ...... همه چی بر عکس شد .......به خواهش و التماس افتادم که نه ...... بین این دو هفته یعنی اینقد آدمه بدی شدم که بار گناهم سنگینیش به زور این فرشته غلبه کرد و من موندم ...... امروز هیچکی جز یه دوست نمیدونست من چه حالی دارم ..... اون حس کرده بود چند بارم این حس رو کرده بود ..... به این حالی که داشتم نزدیک بود..... مرگ همراه با توهم موندن و نرفتن ...مرگ تدریجی اما توهم دست دست و پا زدن تو برزخ گناه .......

چند ساعتی خوابم بردش ... اما خواب نبود .... مرگ بود ..... من تو خواب همه چیز رو حس میکنم ...... حتی اس ام اس میدم بدون یه خطا ..... اما امروز نه.... هیچی حس نکردم ..... دو تا گوشی کنارم اما ...... هیچی نبود همراهم ......فقط یه جسم بودم که سرد شده بود ... عرق سرد میریخت ...... تموم بدنش میلرزید ....صداش در نمی یومد و ناله میکرد ...با یه ضربان قلب بالا ........با این حالم خوابیدم و هیچی نفهمیدم ..... تا با یه (.....)...... از خواب بیدار شدم ..... یه (.......) ...... نگام به گوشی موبایلم افتاد ..... درست بود ...... خطا نداشت .... اسمش رو دیدم... قطع کرد..... دیگه بیدار بودم از هیچ کدوم از دردای قبل از خوابم خبری نبود...... رفتم لباس پوشیدم رفتم پارک بهش زنگ زدم .... حرف زدم ....... اما چه فایده..... باهاش چت کردم اما چه فایده ........ واقعا چه فایده ...... درسته همیشه با شنیدن صداش همه دلخوریا و ناراحتی هایی که داشتم رو فراموش کردم ..... و با صداش تا اوج پروا کردم و برگشتم ...... حتی همین امروز ..... ولی بی فایده بود ......چون هر چی فک میکنم به خودم میرسم ....... همه این اتفاقات از خودم شروع شده ...... خودم..... با اس ام اس نمیشه حرف زد ...... با تلفن نمیتونم ...... میبینمش نمیتونم ......چت نمیتونم ..... اوایل مینوشتم .....احساسم رو میگفتم........ اما دیگه نوشتن هم نمی تونم ...... 

با مربی خصوصیم تمرین میکنم تا کامل مصدومیتم تموم شه ...... گذاشت بازی کنم چند تا از بازیکنای لیگ برتری بودن و ملی پوش .... واقعا میتونم بگم خوب بودم ....یکی از بهترین روزام بود ..... رسیده بودم به خودم ..... درسته بازم کمرم درد داشت ولی ...... مهم این بود که تونستم...... اونم بازی که واقعا به دل خودم بشینه ... منی که از خودم پر توقع ترینم  تو فوتبال ......باورتون نمیشه یه توپ رو خراب کنم خودم ...... .خودم رو به فحش میکشم ..... وسط فوتبال گفتم همه مشکلام حل میشه چون تونستم و فوتبال همیشه تونسته به من روحیه بده ......اما نشد...... نمیخوام از این بگم که چه قد حالم بده ....نه چون هر چی هم بگم کسی نیست ....... تو این دنیا ....... دارم داد مینم همتون بشنوین ....... تو این دنیا به این بزرگی هیچکی نیست درک کنه منو ...... فهمیدی چی گفتم ....... هیچکی نیست ........ درک کردن و فهمیدن یه نفر خیلی سادست ....... اما همینم کسی نیست منو درک کنه ...... حتی همین ۲ ساعت پیش......

نمیخوام بگم که چون منو درک نمیکنه دوسش ندارم....... نه نه .......اونقدر دوسش دارم که هر چی هم تو زندگیم دارم ..... از بزرگترین و کوچیکتریش رو حاضرم براش بدم....... حتی جونمو ...... اما ....

بی خیال .....اینا خصوصیه ...... 

بچه ها ..... نمی دونم چه جوری بگم ....... چی بگم ....روی گفتن ندارم ..... از همه خجالت میکشم ...... ولی میگم : برام دعا کنین ....... خیلی داغونم ......

میخوام چند روزی برم مسافرت و کلا نیستم ..... باید روحیه از دست رفتم برگردونم ......آخه مگه چه گناهی کرده که از وقتی با هم بودن شروع کردیم .... مشکلات من سرازیر شدن و خیلی کم بوده که خوش باشم ...... میخوام همه این روزا رو اگه من مقصر بودن جبران کنم...... ولی بدون که تو هم بی تقص...... بی خیال .......

نمیتونم بنویسم میدونم خیلی بد نوشتم و حتی نتونستم مثل دفعه های قبل حرفای دلمم بگم ......

اما بدون که  :

این حال من بی توست...... 


امشب خونه مصطفی ... بودم که حالم بد شد .....

شعر هاشو خوندم بین همه شعرای که میگه یکیش آرومم کرد .....

یکیش بهم نزدیک بود ..خیلی هم نزدیک بود .......

 

چه میخواهید ؟

خانه دلم سوخته است .

پر پرواز دگر اینجا چه میخواهد ؟

نگاهم از هر طرف غمگین و مایوس

صدای عشق دگر اینجا چه میخواهد ؟                

گم شده ام در میان بیابان تنهایی .

فریاد شب دگر اینجا چه میخواهد ؟

رو به روی آیینه ایستاده ام .

من دگر اینجا چه میخواهم  ؟    


+ شوتيده شده  دوشنبه 25 دی1385ساعت 23:19  توسط پسری از سرزمین فوتبال به سمت داور....  | 


سلام

چند وقتی بود که دلم گرفته بود.........

تو زندگیم ....... الان و آینده فکر نکنم باسه مشکل بی طاقت و تحمل باشم .........

اما تاب و تحمل و طاقت یه چیزی رو ندارم .........

اونم دوری از کسی که واقعا دوسش دارم ........

امروز خیلی خوشحالم چون دارم از همین الان خودم رو باسه فردا آماده میکنم ........

فردا برام یه روزه دیگست ........ یه میعاد بزرگه ....بزرگه ........ نییدونی که چه قد بزرگه ........

باسه فردایی که برای همه یه روز عادی دیگست اما برای من نه .......

فردا تموم دنیا میخواد به من رو کنه ......... بهم بخنده .......

به قولی دوست دارم تو اون لحظه زمان بایسته و همونجوری بمونه ........

نمی تونم ........ نمی تونم الان بنویسم ......... مصطفی داره میبینه ........ آخه کنارمه ........

اینقد خوشحالم که هر خطی که میخوام بنویسم با چه ذوق و شوقی دارم مینویسم..........

اینقد خوشحالم که نگو باسه همینه که زبونم بند اومده و نییتونم چیزی بگم ...........

امروز و الان یکی از ساعتهایی هستش که واقعا موندم .........

نمی دونم چی بگم ......خوشحالی زیاد از حدی دارم ............

بغض کرده و خوشحال ............ در انتظار دیدن یارم ...........نشستم و میخونم و میگم از عشقم ...........به خدای خودم ... به یلدای عزیزم ...... و شکرش میکنم .........که بعد از ۱۹ سال ......به من یاد دادی که چگونه دوست بدارم و قدر دوست داشتن را بدانم ........

شاید وقتی میخونین میگین چه قدر تکراری نوشته اما ........

اگه شکر خدا ........ اگه سپاس گذاری از خدای مهربونم .......... برای شما تکرار باشه ..........

برای من اینجوری نیستش ....... خدایا...................

شکرت


تو مایه های پی نوشت :

از همه دوستای گلم میخوام تشکر کنم .....

نمی دونم آدامس جویده چی بود و کی بود و چی هست و کی هست و از این حرفها ولی همه ما به همدیگه تونستیم ثابت کنیم که برای هم خیلی ارزش قائلیم و با هم دوستیم حالا همه هم که نه ولی اکثرا اینو ثابت کردیم..........

کمیل میکشمت........ توف خالیم کردی......بوس بلد نیستی نکن.......

من تب دارم لرزم دارم .........صدامم گرفته ......... بدنمم کوفتست.....کمرمم میدرده...........دستمم تعطیله ........ خودمم تو فضام ....در کل مثل همیشه ..... شادم و با نشاط خیلی بیشتر از قبل .....

خوشحالم.......... خوشحالللللللللللللللللللللل

دوسش دارم نمی گم اندازه دنیا ........ نمیگم اندازه زمین و آسمون و خورشید و هر چی دیگه که بقیه میگن

دوسش دارم اندازه خودش که دوست داشتنی ترینه


+ شوتيده شده  سه شنبه 19 دی1385ساعت 11:43  توسط پسری از سرزمین فوتبال به سمت داور.... 


سلام

به به  عجب قالبی دستت درد نکنه ............

منم همون خره ......... همون خری که الان منتظر یه اس ام اس نا قابل 14 تومنی که آخر ماه اندک اندک میشود بد بخت کنان و سر از  قبض های 85 هزار و 200 تومنی و گاهی اوقات هم بالاتر و اکثر مواقع 40 هزار تومنی در میاره ........

اما فدای یه تار موش ........... توف بندازه توش شنا کنم ....... و از این حرفا ......

اس ام اس رسید یه نه شنیدم ..... اما ملایم بود دل منه ته تقاریه .. نازک نارنجی حساس عین گل رو نشکوند .....

راستی اینو یادم میره بهت بگم من از تو خیلی حساس ترم ........... عین گل :دی

( اینجا به بعد با لوس بازی فراوون ... مامان سانازم کامل بلده میحرفم )

میخوام الان یه معذرت خواهی گنده ی گنده ی گنده بکنم .........

چی ؟؟ دوچشششششششششششششش  دارممممممممممم

تازشم چرا چپ نگاه میکنی عاشقشم...... به شما ها چه ربطی داره ..........

هماننده همون سی یو (عمرن) باشه باشه ........سی یو هم عمرا .........

مست و خرابم ..........ز چه نمیدانم ..........

هر چه هست ........ مست تر و خراب تر خواهم شد ........

علت کشف شد ........... خوب دلم برات تنگ شده دیگه ....... همون دل کوچولوم ..... کوچولوی کوچولوم ....

تو که میدونی .... خیلی کوچولهه ..... همون که عاشقته ..........

من بلد نیستم شعرای قچنگ قچنگ بگم ....... چی کار کنم .......... بچم بچه ...... هنوز بزرگ نشدم .....

بزرگ میشدم بابا میشدم .... نتیجه میدهد == > هر موقع بابا شدین بزرگ شدین ...........

 

بچه ها میخوام یه شعری رو ترجمه کنم :

من رسیدم به کلبه دلت خوب ....... خودمم باور نمبکردم رسیده باشم .... چه برسه با اینکه به خلوتت پا بزارم ......

ولی خدا خودش میدونه که چه قد عوض شدم .... تو یه مدت کوتاه ..... اونقد عوض شدم که هیچکی از اطرافیانم باور نمیکنن .... این خره همون مهران باشه ......... دلم صاف شده با خدای خودم و همه بنده های خوبش .......

 

نه خیرم من بیگانه نبودم ... من دیوانه بودم با تو شدم هم قفس ..... :دی

برای خودمم عالمی دارم اما نه اونقد دور دست که مثه ستاره ها باشه .... نه خودت دیدی و میدونی عالم من نزدیکه و حقیقی ...... تو اون عالم یه نقطه دور دست بیشتر برای من وجود نداره ..... که اونم بعد از همه نقطه های دیگه بهش میرسم .... غریبه نیست خودتی ....... بیگانه عالم من گل نازمه ......... عشقو و وجودمه ..........

 (منظور رسیدن و اینا ) دوست دارم

مرسی ........... الان حالم گرفتست .......... معنیشم تو حال گرفته من معلوم میشه ...........

 

تو خیلی وقت بود که تو روح و جون و فکر و ... من حضور داشتی ...... اما نمیشد که بگم .......

بهت گفتم هر چیزی رو که خودت بخوای بهش میرسی ......... این احساستم باسه خودت بوده ............

یه بار تو زندگیم همه چیز رو گدایی کردم با رفتارم نه با حرفم ......... نتیجه بدی داشت برام همیشه بهت از تو نمیخوام ..... عاشق شی ..... و کلی چیزه دیگه ........ خودت اگه بخوای میرسی..........

 

تو حرف من صدای بهار رو شنیدی ....... ای نا قلا تو آمار بهار رو ار کجا داری ..... من بهار رو دوست دارم فصله قشنگیه ..... توش خیلی چیزا به دست اووردم .......

گذشته از شوخی ........... نمی دونم به این رسیدی یا نه که بهار من ...........

دل منه .......... بهار من صداقته ......... بهار من واقعیت .......سادگی ....... دوست داشتن.......... عشقمه ....... و .کلی چیزای دیگه ...............

 

من بهارت شدم چون مثه خودتم ........... اما نه به خوبی تو ......... نه به مهربونی و بزرگی تو ...........

با بودن این بهار قشنگ .......... این هیچ وقت ...هیچ فصلی رو نمیشه تو زندگیمون احساس کرد ...........

باسه همین راجع به بقیش حرف نمیزنم............

 

یه جمله بزرگ از پیامبر بزرگمون .......... امین و راستگوی بزرگ ...... حضرت محمد (ص)

 

کلید همه گناه ها دروغ است ............

 

زبون من دروغ بده ......جیزه .....گناه داره............اخیه ..........نگین ...........

 

بعضی موقعا آدما اشتباه میکنن .......تو اشتباه آدما سه دسته هستن :

1 : وقتی میگی میفهمن و به اشتباه خودشون پی میبرن ..........

2 : بعضی ها باید سرشون به سنگ بخوره تا بفهمن ..........

3 : بعضی ها هم پای چوبه دار تو زندگیشون میفهمن اشتباه کردن ........

 

چوبه دار فقط برای زندگی منظورم بود ....حالا هر بخشیش........

اشتباه های زیادی کردم .........

رفتم اعدام شدم .......... بازم درست نشدم بهتر شدم ...........

رسیدم جایی که سرم به سنگ خورد ........بازم بهتر شدم ......

الان طوری شده که با حرف درست میشم ..........

دوس ندارم تو و همه دوستامم براتون اتفاقای تلخ بیوفته تا متوجه بشین ..........

دو یا سه بار بهت یه اشتباهت رو گفتم .......... دوست دارم متوجه بشی .......... نمیخوام ........ غرورم .... غیرتم .... بهم اجازه نمیده یه روز تو چهره تو پشیمونی رو کسی ببینه .......... یا خودم ببینم .........

حرفم رو خیلی صریح گفتم .........  خودت بگیر ..........

 

جوابات :

1 عمرا نرم که بهم خوش بگذره یا نگذره ........    :دی

2  الان رگ غیرت و اینا .......... بعدا جواب سوالت رو میدم ........

3  من اذیت نمیشم باسه هدف ........ نترس ... یه بار گفتم بهت من خودم رو خیلی دوس دارم نمیزارم به خودم بد بگذره .... حالا من هر چی بهت بگم با من رو در بایسی نکن و بگو .......

4  این که بد تر رگ بیشتر باد کردش ...............

 

 

مرا اینگونه گر خوای دلت را آشیانم کن ............. من آن نشکستنی هستم بیا و امتحانم کن ........

ددددددددددددد بیا دیگه چرا نمیگیری منظورم از این حرف رو که میگی ............

 

اگر برای دنیا تو یکنفر باشی ........... برای من یکنفر تو :

1 : دنیایی

2 : آخرتی

3 : عشقی

4 : زشتی

5 : خوبی

6 : آناناسی

7 : آناناس بخور

8 : ستاره ای (که شبا با دیدن جلوه و نور و زیباییت خوابم میبره)

9 : خورشیدی (که صبح ها با تشعع نازت که به صورتم میزنه از خواب بیدار میشم)

10 : ماه  منی

11 : آره اومدی میس بنداز آی دی خودم رو آن کنم ..........

12 زبونم قاصره ...........منه بچه پرو .......سرتق ........... زبونم قاصره اگه بخوام بگم ..........این حروف کم میارن ..........رو کیبورد زمونه هم جایی برای حروفش نیست تا من از تو بگم ..........

 میدونی شبها کی خوابم میبره .......... وقتی همه ی گرهای موی ناز و قشنگت رو از هم باز کنم تا تو راحت باشی و آخرشم .......................................... (همون رگ و اینا)

 

اینجانب مهران ملقب به خره در سلامت کامل جسمانی و عقلانی و همه جوره میگی ...........

........دوستت دارم ......... عاشقتم ...........

 


+ شوتيده شده  جمعه 15 دی1385ساعت 20:34  توسط پسری از سرزمین فوتبال به سمت داور....  | 


سلام

قالبمو داری...........

باسه بار اوله که دارم آنلاین آپ میکنم

اصلا هم به هیچ وجهی لذت نداره که هیچی برام عذاب آوره

مهمم نیستش چون من همه حرفام رو بی رودربایسی میگم

مثل الان که اومدم و بگم که از این به بعد دائم میخوام از عشقم و بهترینم بنویسم

آره آقا جون بلاگم میخواد بشه عاشقانه

دیگه مثل قدیم از اون خنده بازار ها خبری نیستش

برام مهم نیستش که بازدید هام و کامنتام و ............. کم بشه و این حرفها

از اول هم برام مهم نبود من باسه هر کدوم از شما ها هم که کامنتیدم باسه دل خودم بوده و هیچ ربطی به این نداشته که شما برام کامنتتیدین منم باسه شما ها کامنت بزارم

خلاصه بگم..................

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد

آنچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد

آره دیگه مثله من دیگه داشتم میمردم ............

و نمیگفتم ......... راستش روم نمیشد بهش بگم که چه قد دوسش دارم .......

گفته بودم که با تمومه بچه پرو بودنم و این حرفام پیشش کم اووردم

نمیشه ..... بعضی موقعها هستش که آدم رویی نداره ..........

اما واقعا و موقعی که از ته دلم و از اعماق وجودم احساس کردم دوسش دارم بهش گفتم .....

بهترینه ..... دوسشششششششششششششش دارم.....

اومدم بگم این کاری که کردی و بهم گفتی ....... و امشبم فهمیدم باسه چی بوده میخوام بهت بگم که سخت و سخت در اشتباهی

دیشب بود حوالی ساعت ۱۲ بود بهت گفتم ......... داره روز به روز به شدت عشق و علاقم بهت بیشتر میشه که کمتر نمیشه ......... از اولم بهت میگفتم من و تو وابستگی زیادی به هم نداشتیم ......

عشقه ما عشق بود.......... از دیدنت و ناز کردن و کلی ادا و اصول های دیگه نبودش که بهت دوست دارم ...... اگه گفتم دوست دارم خودت دلایلش رو میدونی...................

باشه من راحتم به راحتی تو گفتم که .......اونقد دوست دارم که از همه چی میگذرم تا تو راحت باشی .......... بعضی مواقع میشه برای اینکه تو احساس راحتی کنی از خود تو هم بگذرم و مطمئن باش اگه اینجوری احساس کنم ......... اینکارم که برای من خیلی سخت هست رو میکنم ........

مصطفی میگفت .... فرهاد به خاطر شیرین کوه کند .... تو به خاطرش باید کوه بکنی..........

خودت میدونی من چیا گفتم و همه عمل میشه .........

کفر نبوده .... کفرم نمیگم......... اما انجام میشه .........اگه به پاش بیوفته ...........

بی خیال ........ خیلی مونده تا اون موقع و همون روزا ...........

تو تنها کسی هستی که همه احساسات من رو حس کردی و من رو هم به خاطر خودم دوست داشتی .........

تو زندگی من رو کامل می دونی .......

خیلی دیرم شده خوب نیست یه آدم تا الان بمونه تو کافی نت..........

هر چب فال میگیرم شیرین میشه و شیرین ......جالبه مگه نه .........

خیلی دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم .........

راستی حالت خوبه .....؟

خیلی بیشتر از اونی که فکرش رو کنی ...........

آره دیگه همون .......... بیشتر تر تر..........

اصلا میگم به هیچکی .......... دلم باست تنگولیدتههههههههههههههههههههههههههههههههههه ....

مست و خرابم ..........ز چه نمیدانم ..........

هر چه هست ........ مست تر و خراب تر خواهم شد ........

همون تو مایه های عمرا اگه کم بیارم.............

راستی .... کمیل عزیزم ......... تینا خچنگ ........ سرگل گل گلی ..... گل بهار ..........

بابا همتون .........آره بابا همه ..........

همون بهار بی معرفته هم حساب میشه ...........

ممنون .....

دوست دارمن با تمام وجودم و ادامه میدم تا وقتی که آخرین سلول بدنم  طاقت داشته باشه ....

بابا میرم تا آخر مستقیم هم نه .........

دربست هم نه .............

با پای پیاده ............. من همون خره که عاشقت شده ...........آره گل بهارم ........


+ شوتيده شده  سه شنبه 12 دی1385ساعت 22:9  توسط پسری از سرزمین فوتبال به سمت داور....  | 


چی میگی بابا ......... سلام کیلو چنده ...........ولم کنین ..... دست از سرم بردارین ..... شما که میفهمین و خودتون رو به نفهمیدن میزنین ..... ساکت شین .....

آره بی ادبم .......... ولی شما ها حق ندارین هیچی بگین ........ هیچی فقط حق دارین ساکت باشین ..........

برا همه بودم ...... با همه بودم ........ ولی هیچکی با من نبود................

دیگه نمیخوام.......... هیچی نمیخوام ......... تو این دنیا هیچی نمیخوام ..........

یکی دارم برام همه چی هستش ........

اصلا چرا این حرفها رو اینجا میزنم............ به شما ها چه ربطی داره که بهتون میگم..........

رفیقای من سنگ و آسفالتن ........ کوه و دریا ......... جنگل و بیشه .......آسمون و زمین ........

برفای زمینن ........دیگه نماز خوندنم ساکتم نمیکنه .... اینقد این دل پر شده که با هیچی آروم نمیگیره .........

مطمئنم فوتبالم آرومم نمیکنه ........ توپ هم نمیتونه الان همدردم باشه ....... پنچر میشه .....

خدااااااااااااااااااااا.......... آخه کیه ......کیه که میتونه منو آروم کنه ........... همه جا خوندم ازت که گفتی نماز آرامش بخشه ....... گفتن خوندن کلام الله مجید آرامش بخشه ............ اما کو ........ چی شد .........چرا آروم نمیشم......... قوی ترین مسکن برام کسی بود که حتی با خوندنه یه اس ام اس هم ازش از خوشحالی و شادی پر در میووردم و شروع به پرواز میکردم ....... تا برسم به اوج ........ اما الان با شنیدنه خنده هاشم آروم نمیشم ..... خنده ای که ارزشش برام یه بی حد و اندازه بود ......... آخه خدا به تو که نباید بگم ..... تو خودت همه چیو میدونی...... بهم بگو چمه ....... چرا اینجوری شدم .......... چرا ؟؟؟ آخه چرا ؟؟؟؟

 

اشهد ان لا اله الا الله .....

اشهد ان محمد رسول الله .....

اشهد ان علی ولی الله .....

 

آروم نشدم ..... بد تر شدم...... یعنی اینقد .... یعنی اینقد بار گناهم سنگین شده ......

تموم بدنم به لرزه افتاده ..... حس میکنم همینجایی ..... هوای اتاقم سنگینه ..... خیلی ......

نفس کشیدن برام سخت شده ...... حس میکنم دارم خفه میشم ...... یکی زیر گلوم رو گرفته داره با تمام وجودش فشار میده ....... من آزادم ..... میخوام بهت برسم ..... الان از همیشه .... از هر موقع دیگه ای هم که گفتم آزاد ترم...... باسه رسین به تو ....... اما نگرانم ........ دلشوره دارم ....... میترسم .......

نه به خدا از مرگ نمیترسم و هراسی ندارم ...... این چندمین باره که دارم زندگی میکنم ...... بار اولم که نیست ...

مگه نمیگن تا حالا چندین و چند بار قیامت شده ..... و ما مردیم و دوباره زنده شدیم .... حتما این بار به رسم قانون من باید زود برم ...... زوده زود ..... نگرانیم از اینا نیست ........ نگرانم باسه اونی که خودت میدونی کیه .......

قلبم داره ثانیه ها رو میشمره ..... چه ضربه هایی میزنه به قفسه سینم ..... تموم فضای اتاق رو صدای قلبم گرفته ......یه جوری داره میزنه که انگار مغزمم از قلبم فرمان میگیره ...... قلبمه که داره برای رسیدن به تو بی قراری میکنه ...... خدا من مطمئنم که تو زندگی قبلیم خیلی بهش نزدیک بودم خیلی ...... پس چرا نمیزاری اینبار هم کنارش باشم .... اینبار هم کنارش طعم زندگی رو حس کنم..... خدا به من نمیگی چم شده...... لا اقل به اون بگو ..... تو که میدونی چه قد به من نزدیکه ...... از خودمم به خودم نزدیکتر میدونمش .......

تو میدونی تو میدونی قرارمون بود از هیچی کم نیارم و قوی ادامه بدم ...... تو که میبینی ..... داره به تو که ثابت میشه ..... خودت به من این قدرت رو دادی ........

پس بهش بگو چمه ...... بهش بگو...... به خودم که نمیگی ...... به خودم که نمیفهمونی ..... بهش بگو تا ساکتم کنه .... تو که میدونی درد امروزم نیست و چند وقته عین خوره تو وجودمه....... دارم میخندم .... میخندونم ..... شادم و همه رو شاد میکنم ..... اما خودم نیستم ....

خدا .......من که فقط تو زندگیم ...... رو این زمین ....... اونو دارم ...... چرا بهش اینارو نمیگی ......

خدا ..... اگه کفر میگم منو ببخش ..... ولی تو رو به کی قسم بدم .....

به ابوالفضلت قسمت میدم ...... بهش بگو چمه .... خودمو که لایق نمیدونی ...... بهش بگو .......

اون که به تو نزدیکه..... من همیشه به این نزدیکی که به تو داشته قبطه خوردم .......

بهش بگو آرومم کنه ...... من من من و بازم من .... هیچکسی رو غیر اون ندارم هیچ کیو ...... بگو ساکتم کنه ....

به خاطر کوله بار سنگینم از من بدت میاد ..... ولی اونو دوست داری .... بهش بگو ......

خدایا ......

پروردگارا .......

بعد از تو میپرستمش ...... میپرستمش .....


+ شوتيده شده  جمعه 8 دی1385ساعت 22:51  توسط پسری از سرزمین فوتبال به سمت داور....  | 


 

به نام تک گل قشنگم

 

ساعت همین موقعهای شب........... دی:

همین موقعها دیگه 1.5 ..........2 اینا

 

 

خدایا ...........

کمکم کن .............. خسته ام ........

خسته از نیرنگ و فریب ..........خسته ام ...........

از دروغ و تزویر و دورنگی ...........

برهان مرا ..........

از تن ..... از جسم ...... از بدن ......

مرا به خود برسان که ..........

..........در حسرت دیدار توام.........

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعضی روزا فکر میکنم بار گناهم  ..............

کاری کرده با من که پیش تو رو سیاهم .............

از خجالت بسه نگاهم ............

درونم میسوزه از سوزش آهم ...............

یاد گرفتاریام میوفتم ..............

یاد اون لحظه ای که میبرنم ............

به یاد غسل و کفنم  ..............

یاد فشار قبرمو و فریاد زدنم ..............

یاد عذاب و بدنم ............. یاد اون لحظه ای که دو تا ملک سوال کنن .........

یاد ساکت شدنم ............

یاد اون شلاقایی که میزنن روی تنم ...........

که بگو خدات کیه ............

قبلت کجاست .............

چیه کتابتو  ..............

اسم پیمبرتو بگو .............

کمکم کن نمونم .............

کمکم کن نمونم  ...........

جوابم توی گلو ...........

تو سوال اولی بگم علی  ..............

دیگه هر چی که بگن بگم حسین ...........

من قبلتک : حسین ..........

من دینک : حسین ..........

من الامک : حسین ........

من کتابک : حسین ........

دینم حسین .... روحم حسین ..... خونم حسین ..... عشقم حسین ....

اول حسین ..... آخر حسین ......

قبله ... مکه .... کعبه .... زمزم .... صفا .....

دینم .................... دینم ........

زینب و حسینه ............... دینم زینب و حسینه ...........

قبلم .............

قبلم ...............

بین الحرمینه .........

 

به یاد نکته های بهااااار :

دو چیز را فراموش نکن :

1 : خدا

2 : مرگ

 

شلام ......... ای بابا ......... من الان معتادم .....جنس خوفم نداریم .......... خوابیده ..........امشبم غمه ..... آره آقا جون غم ..........

دلم گرفته چی کار کنم  ......... مگه تو دل نداری   ......... آهان حالا شد  ........ دل داری .......... پس بدون یه وقتایی که گنجیشگا خوابن .......دل آدم میگیره ........آدم اگه همون خره باشه گریش میگیره ........ اگه همون خره باشه میفهمه که بابا خیلی آهو رو دوست داره ......... بعدشم با همه خر بودنش چون نمیتونه ناراحتیه آهو رو ببینه .........میگه دیگه دلش نمیگیره تا آهو هم دلش نگیره.........

 دوچش دارررررررررررررررررررررررررررررررررررم

آره ......بدو یه میس بنداز ......... من که مطمئنم تو زود تر خوندی  .......یه میس بنداز بهش بگو......... مثلا خبر جدیده ......... اما تو نییدونی که خودش میدونستش .............

یووووووووووووووو هوووووووووووو هاااااا هاااااااااااا

الان میگه این کجاش غمه ............. همینه دیگه مامانی همینه ........ همیشه در نا امیدی بسی امید هست .........

 

وقتی که میرفتیم با پای پیاده ........ تو دلم داد زدم و گفتم که ........

آی گل بهار عاشقت منم ............

اما نشنیدی ......گفتم تو جو بودی نفهمیدی ..........

بار بعدیش گفتم قشنگه پیاده باشیم و بگم ...........

آی گله عاشقت شدم .......... الوووووو منظورم گل بهاریه هااااااااا ............

نشد ... اما اینبارم نشد ............

ولی من همیشه داد میزنم که ............

آی گل بهار عاشقت منم .............. من دوست دارم پیش من بمون .....

مختصر و مفید ........ ای بابا روزی 5—10 مرتبه گوچ میدم ..........

میدونی الان تو فکر اینم ساعت 7.20 دقیقه چی کار کنم موبایلم زنگ میخوره ........... رد کنم تماس رو ......

کاش میخوندی و میدونستی که 10 بار باید بزنگی تا بیدار شم ............

باسه همین از اینکه بشینم یه عکس درست کنم پشیمون شدم و گفتم بخوابم تا بعدا عکس درست کنم ......

 

قصه شب .........

بچه ها گوش کنن .......

زیر این گنبد ناز و قشنگ ........ روی زمین .......... یه پسره بود ....... مصدوم ......... غمگین ......... دل چیکسته ........ ناراحت .......... معتاد .......... عاشق .......... بود که خوابش میومد ......... به عشقشم گفته بود صبح 7.20 بیدارش کنه تا از سر کارش جا نمونه ..... آخه باید 8.30 سر کار می بود ........ گفتش چی کار کنم .......چی کار نکنم ........که یه بلای طبیعی و شوم به نام اس ام اس زد و گفت ........

عزیزم 20 تا زنگ بزن تا من بیدار شم ........

حالا هم وقته خوابه ....... آفرین .......... ای وروجکای شیطون ......... تو سایت دانشگاه جای خندیدن به من نیستش .......... برین درس ........

چرا صدام نمیاد ........... الو ............ الوووووووووو..........تصویرمم بردن ..............

 

 


+ شوتيده شده  چهارشنبه 6 دی1385ساعت 1:17  توسط پسری از سرزمین فوتبال به سمت داور....  |