این آدرس من هستش ![]()
به قول بهار
و اما دعای اخر.......
یا مقلب القلوب والابصار یا مدبراللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
" آمین "

پسر بچه اسکل صبح که از خواب بیدار شد اولین فکری که تو سرش بود این بود که چرا دیشب وقتی تو گلدون شاشیده بود مامان دعواش کرده بود؟
مگه نه اینکه توی طبیعت حیوونای گنده تر از اون پای گل و گیاه ها کاری گنده تری هم میکنند ولی کسی دعواشون نمیکنه ... ولی مامان این حرفا حالیش نبود ، چه حیف .
داشت فکر میکرد اول اسپرماتوزوئید بوده یا آدم ایزاد ! که مامان داد زد " بازم دیر بیدار شده پدرسگ
یا لا کاراتو کن بریم مدرسه " پسره خندید و گفت " اگه بابا سگه پس چرا زنش شدی؟ "
. فکر کرد اگه الان مثلا یه بلایی سرش بیاد مدرسه مالیدست و مامان هم که باید بره سر کارو اونم تو خونه کلی تفریح میکنه .
از پله ها که پایین میومد واسه خودش جفت پا گرفت و عین ان دماغ جلوی مامان با مغز خورد زمین.
ولی کمی تو محاسباتش اشتباه کرده بود. چون بعد از اینکه خورد زمین همه جا سیاه شد و یه چیزایی تو سیاهی برق برق میزدند. میخواست چشماشو وا کنه ولی فهمید با چشمهای بسته هم میتونه ببینه ،
.همه جا سبز سبز بود ولی آسمون آبی نبود آسمون یه جورایی زرد بود ولی مهم نبود
.داشت فکر میکرد اینجا کجاست که یه حلزون زرد با دو چرخه از جلوش رد شد واسه حلزون دستی تکون داد ولی اون عین خیالشم نبود همینجوری پا زد و رفت (؟؟؟؟؟)
پسره یه خورده ناراحت شد و به خودش گفت" ولش کن اندازه قورباغه ارزش نداره آی نداره آی نداره نداره نداره ...." فکر کرد باید یه طرفی بره ولی نمیدونست کدوم طرف پس حلزون کجا رفته بود؟
تو فکره قیافه متفکره حلزون بود که حس کرد یکی پشت سرشه اول کمی ترسید ولی یادش اومد داره خواب میبینه و اگه خدای نکرده دراکولا هم پشت سرش باشه هیچ گهی نمیتونه بخوره . برگشت ولی کسی نبود همین که خواست راه بیفته
یه صدایی گفت "واستا بینم " یه کم جا خورد ولی بروی خودش نیوورد گفت ؟"
بگو تو چه جونوری هستی ؟" پسره که از کلمه جونور خوشش نیومد گفت "
اول شما بگید چه جونوری هستید که من نمیبینمتون؟"
صدا بعد از کمی سکوت گفت " من روزی روزگاری قورباغه بودم و زندگی خوبی داشتم و تا یه روز....... بعدشم نفهمیدم چی شد که اینجوری شد"
پسره که تازه فهمید چی شده گفت " من کار دارم باید برم "
و رفت قورباغه چند بار صداش کرد ولی پسره جوابشو نداد. پسره رفت ورفت تا رسید به یه خرچنگ و یه مارمولک که داشتن با هم حرف میزدن ،
پسره هم که خسته شده بود پشت یه درخت که اولین چیز طبیعی بود که اونجا میدید تمرگید و به حرفای اونا گوش کرد
مارمولک : آخه من چه گناهی کردم که همیشه شکمم باید رو زمین کشیده بشه ؟
خرچنگ : من چی بگم که فقط وقتی مستم میتونم راست راه برم؟
مارمولک : آفرین آفرین
خرچنگ : اختیار دارم
مارمولک : راستی من قهوه و سیگار خیلی دوست دارم
خرچنگ : مادربزرگت چطوره؟
مارمولک : صبح بخیر
خرچنگ : خدا حافظ شما
پسره که دیگه حالت توهم گرفته بود گرفت خوابید خواب میدید مامانش بالا سرش داره زار میزنه آی پسرم وای پسرم بدبخت شدم بیچاره شدم.....
پسره خواست بلند شه بگه چیزیش نیست و فقط یه سرماخوردگیه مختصره ولی فهمید اینجوریا هم نیست
چون جایی که رو زمین خوابیده بود پر خون شده بود دهنش هم پر کف شده بود
با خودش فکر کرد چه باحال کف و خون قاطی کردم . دیگه از زجه مورجه مامانش حوصلش سر رفت و تصمیم گرفت بیدار شه ولی نتونست .
هرچی زور زد که بیدار شه نشد
.بد جوری گیر کرده بود هی چشماشو میبست که بیدار شه ولی فقط همه جا تاریک میشد جالب بود که سرو صدا هم قطع میشد پس نتیجه گرفت که چشماشو ببنده .
یادش نیست چند ساعت یا چند روز بود که چشماشو بسته بود که فهمید مرده و زیر یه خروار خاکه .....
یهو دلش واسه همه چی تنگ شد ، خواست دستشو تکون بده ولی فهمید سیستم عصبیش از کار افتاده و دیگه هیچ پیغامی رد و بدل نمیشه ....... به خودش گفت " its now safe to turn off you computer " و خندید و مرد.
1 با وجود ران های بد ترکیب دامن کوتاه نپوشن قر ندن
2 کفش پاشنه 60سانتی نپوشن احساس مانکنی نکنن
3 با داشتن پاهای پشمالو جوراب شیشه ای نپوشن شلنگ تخته نندازن
4 با داشتن هیکل جنیفری بندری نرقصن و سینه نلرزونن
5 با داشتن چشمای بابا قوری خط چشم نکشن چشمک نزنن
6 عشوه شتری نیان نار خرکی نکنن
7 از 30 تا پسر شماره نگیرن به هر 30تا هم زنگ نزنن
8 تا با یه پسر دوست می شن نگن فردا تولدمه
9 قبل از بیرون رفتن از خونه 30کیلو پودرو ماتیک نزنن خودشون رو جیگر ندونن
10 با دیدن یه پسر خوشتیپ میگرن نگیرن افه نیان
واز همه مهمتر پس از خوندن این مطب بدوبیراه به من نگن
1 با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن
2 از کلاس پنجم ابتدایی سه تیغه نکنن
3 جلوی مدرسه دخترونه نایستن هیز بازی در نیارن
4 تا4 تا دختر می بینن جوزده نشن تیکه جواتی بار نکنن
5 پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشن زرت و زورت نکنن
6 در مقابل دخترا احساس بامزه بودن نکنن
7 ادعای بامعرفتی بامرامی وخلاف سنگینی نکنن
8 در ان واحد با 100تا دختر دوست نباشن به 100تام قول ازدواج نداده باشن
9 احساس خوش تیپی نکنن خودشون رو دختر کش ندونن
10 ادعای هیکل ورزشکاری داشتن نکنن فیگورای مسخره نگیرن
11 تا 16سالشون شد ماشین بابا رو برندارن ادعای راننده حرفه ای بودن نکن
فرشته از سنگ می پرسه:
چرا از خدا نمی خوای که تو را انسان کنه؟؟؟
سنگ میگه:
هنوز اونقدر سخت نشدم که انسان بشم...!!!!![]()
وقتي كه گريه كرديم گفتن بچه است...........................
وقتي كه خنديديم گفتن ديونه است.............................
وقتي كه جدي بوديم گفتن مغروره.............................
وقتي كه شوخي كرديم گفتن سنگين باش....................
وقتي كه حرف زديم گفتن پر حرفه..............................
وقتي كه ساكت شديم گفتن عاشقه............................
حالا ام كه عاشقيم مي گن گناهکاره.............................

تست کنکور 85 (صد در صد تضمینی) :
انرژی هسته ای حق مسلم ...........
1) ماست 2) سرشیر 3) دوغ ابعلی 4) اطلس طلائی
برای دوستای خوبم که دیگه کنار من نیستن
به خاطر بچه بازی های من ُ به خاطر یه غرور الکی
به خاطر اینکه به همه چیز یه طرفه نگاه کردم
خواستم اینجوری از هر دو اونا معذرت خواهی کنم
راستش توقع ندارم منو ببخشن
فقط می خوام بهشون بگم اشتباه کردم
ولی اینم خیلی دوست دارم خیلی که دوباره همه با هم کنار هم باشیم
امیدوارم همیشه موفق و خوشبخت باشین
این گل قشنگ رو تقدیم میکنم به مسعود و سمیرا چون می دونم دیگه یکی شدین
خیلی دوستون دارم

ديشب دلم ميخواست بنويسم، بنويسم براي تو ، تو كه عزيزترينم شدي، بنويسم و برات كه بگم چقدر دلتنگت شدم، كه بگم تشنه ی با تو بودنم ، تشنه شنيدن طنين صداي گيراي تو ...
ميدونم که ميدونی چقدر دوستت دارم و ميدونمم که اينم ميدونی که توان گفتن و نوشتنم نيست وقتيکه بخوام از تو بگم...
انقدر زيبايی همراه خودت به زندگيم آوردی که گاهی شک ميکنم که خوابم يا بيدار ولی وقتی که عطر تو تمام وجودم رو پر می کنه باورم ميشه که نه روياست و نه خواب ...
از بودنت ، از حضورت و ... ازت متشکرم
ای حقيقت قشنگ زندگيم
دوستت دارم، با تمام هستی ام... !

تقدیم به مهسای گلم![]()
طرز تهیه زن:
مقداری اکسید اسکناس
نیترات اتومبیل لوکس
دو کیلو طلای 24 عیار
کلرید التماس
پس از تر کیب مواد فوق گاز عشوه و سولفور ناز تولید میشود
در این هنگام کاتا لیور چرب زبانی را اضافه کنید

با توجه به کسب جايزه صلح نوبل توسط عبادي که مثل گوزيدن توي مسجد توجه تمامي جوامع ايراني و غير ايراني را به خود جلب کرد و با در نظر گرفتن اين واقعيت که همانا نوبل نزد ايرانيان است و بس»
بسياري از ايرانيان شايسته انواع جوايز نوبل و اسکار و مدال از همه رنگ و مدل در سايزهاي مختلف و متنوع هستند
بر این اساس اعلام ميکنيم
شخصيتهاي زير را برازنده دريافت جوايز نوبل میدانیم
جایزه نوبل فیزیک به بعزیا که میگن انقلاب ما انفجار نور بود (اولین کسی که نورو منقجر کرد خدا کنه جایش نسوخه باشه
جايزه نوبل شيمي : به مرحوم سعيد امامي براي کشف خاصيت مرگآور داروي نظافت ک..وک... در نظافت دهان و دندان وافعآ شیمیش مراجه کنیذ کنیذ
جايزه نوبل رياضي: به........ که با يک سري محاسبات نجومي و خارقالعاده در خطبه دوّم نمازجمعه ثابت کرد آمريکا در محاصره ايران است
جايزه نوبل بيلاخ: به پتروس فداکار براي کشف روش استثنايي جلوگيري از ريزش سد. روش بيلاخ در سولاخ
جايزه نوبل تخم: به شهيد حسين فهميده: براي داشتن دو........ اندازه....... دايناسور
تو یک آدم مهربون .با کلاس . مرتب.
فهمیده . با شعور. جذاب . خوشتیپ . خوشگل . خوش زبون . خوشقیافه. با مرام. با فرهنگ
مثل من دیده بودی
انرژی هسته ای حق مسلم ماست

می گن برزیلیها با تکنیکن
خداییش منم در عجب تکنیکشونم فقط کافی دقت کنین به تصویر

دوست داشتین نشون بدین به ماماناتون


اين روزا ميگذره...
گرچه انقدر لحظه هاي شيرين و بيادموندني توي همين روزا با تو دارم که دلم نمياد بگذره ولي بقول تو انقدر که خدا به ما لطف کرده و لحظه ها و روزهاي بهتر و قشنگتري رو برامون فراهم کرده پر رو شديم...
ايمان دارم که روزاي بهتري در انتظارمونه...
آرزو ميکنم خدا وجود تو رو از من نگيره و حضور خودشو از هردمون
مهسا جان سالروز دوستی مون رو بهت تبریک می گم


